نارسیسم به معنی خودشیفتگیه. یک اختلال روانی و شخصیتیه که فرد احساس خودبزرگ بینی بیش از حد، نیاز عمیق به توجه و تحسین بیش از حد، روابط متضاد و عدم همدلی با دیگران داره. نارسیسم در نوجونی و جوانی شروع میشه. در کل 7 درصد مردان و 4 درصد خانم ها دچار این اختلال میشن که میشه گفت آمار آقایون بیشتره.
حالا بریم سراغ علائم این اختلال:
- بعضی علائم اشخاص خودشیفته به صورتیه که فرد احساس و باور به بزرگی و اهمیت خودش داره و فکر میکنه تأثیر زیادی بر دیگران و زندگیشون داره. به نظر یه نارسیسم و به گفته خودش اگه اون نباشه بقیه هم نیستن، اگه اون ناراحت باشه بقیه هم ناراحتن، فقط اونه که میتونه همه چی رو درست نگه داره و رهبری کنه.
- اون خودش رو انسانی منحصر به فرد و استثنایی میدونه مثلا به نظر این بیمار اسمش بهترین اسم و تیپ ظاهری ش بهترین تیپه. ممکنه وقت زیادی رو جلوی آینه برای آماده شدن بگذرونه و از دیدن خودش تو آینه لذت ببره. ممکنه همچین جمله هایی رو از یه نارسیسمی که باهاش زندگی میکنی بشنوی: کیف میکنی خوشتیپ ترین آدم این محله کنار توئه - هر کی تو رو دید بگه تو همسر فلانی (نارسیسم) هستی. چون همسر من هستی باید این لباس رو بپوشی چون من تشخیص میدم و صلاح رو میدونم.
- معمولا از افراد سواستفاده میکنن؛ یعنی مدتی به اطرافیانشون محبت میکنند تا مخاطبشون رو به کاری که میخوان وادار کنند تا به اهدافشون برسن.
- همیشه حق به جانبه و فکر میکنه حق با خودشه. از دیگران توقع داره همه نظرات اونو بپذیرند و به حقانیتش اعتراف کنند؛ مخاطبش باید همه ی حرف ها حتی حرفهای بی منطقشو بپذیره و قبول کنه. یعنی خواسته هایی که یه نارسیسم داره از نظر خودش و طبق باورش درست ترین و بامنطق ترینه و حتی اگه بقیه قبول نداشته باشن با زبونش طوری جمله ها رو گرد میکنه که حتما قبول کنی و از روی جبر بپذیری. به نظر من این بیماری یه دیکتاتوری نرمه و زورگویی
- خودشیفتهها توانایی همدردی و همدلی با دیگران رو ندارند و توقعات زیادی از دیگران دارند. این بیماران تو صحبتهاشون با دیگران همدردی میکنند، اما این یک رفتار سطحیه و وضعیت طرف مقابل براشون مهم نیست. افراد خودشیفته به صورتی برخورد میکنند که انگار فقط خودشون تجربه دارند و براشون مهم نیست دیگران چه فکری میکنند. اینطور بگم که تو مسئله همدردی و هم صحبتی این آدما گوش دهنده خوبی نیستند و فقط صحبت کننده هستند.مخصوصا صحبت در مورد خودشون.این صحبت ها گاهی درمورد آرزوهاییه که دارند و اون رو در قالب موفقیت جار میزنند. خودشون رو یه انسان خیلی مهم و تاثیرگزار و باعث افتخاری میبیند که مثلا به فلان آرزویی رسیده در حالیکه نرسیده.
- افراد مبتلا به نارسیسم خودشون رو بی همتا میدونند و به شدت نیاز به تأیید دیگران دارند. فرد خودشیفته وقتی در جمعی حاضر میشوه باید توسط افراد حاضر تحسین بشه. روحیه این افراد بسیار شکننده و حساسه و اگه مورد تحسین قرار نگیرند خشم و کینه همیشگی به دیگران پیدا میکنند. با این اوصاف اونا انتقاد پذیر هم نیستند چون دوست دارن مورد ستایش قرار بگیرند.
و اما زندگی با نارسیسم
افراد خودشیفته همیشه از طرف مقابل توقعات مختلف دارند؛ اونها دیگران رو کالا میبینند و برای انسان ارزش قائل نیستند. همواره توقع دارن همه افراد قدرشون رو بدونند در حالیکه به قانون و اصول اخلاقی پایبند نیستند. افراد مبتلا به نارسیسم نظر واقعبینانهای در مورد خودشون ندارند و برای همه مسائل توجیه و توضیح دارند و از نظر خودشون توجیهات شون عقلی و منطقیه. آدمهای فرافکنی هستند و با واقعیت دنیای خارج کاری ندارند و تصورات خودشون رو واقعی میدونند. طبق مطالعه ای که از چندتا منبع کردم، به جرات میتونم بگم که زندگی با یه نارسیسم یعنی خودکشی یا مرگ تدریجی و این مرگ تدریجی رو فقط کسی درک میکنه که با فرد بیمار زندگی کرده باشه.
رفتار والدین چقدر باعث بروز نارسیسم یا خود شیفتگی میشود؟
رفتار والدین به دو صورت میتونه منجر به وجود اومدن اختلال خودشیفتگی بشه. فردی که در دوران کودکی سختی بسیاری متحمل شده و تحت فشار بوده و در اون دوران مورد ستایش قرار نگرفته به محض رسیدن به دوران جوانی میخواد از تمام دنیا انتقام بگیره و همواره بقیه رو مجبور میکنه بهش توجه کنند. و خانواده های تک فرزند که احتمال خطر خودشیفتگی وجود داره. والدینی که تمام خواستهها و نیازهای کودکان رو برآورده میکنند و به کودک القا میکنند از دیگران بالاتره بدون اینکه بدونند دارند حس خودشیفتگی رو به اون القا میکنند. به طور کل خود شیفتگی هم بر اثر توجه بیش از حد و هم بر اثر توجه ناکافی خانوادهها به کودک ایجاد میشه.
آیا خودشیفتگی قابل درمان است؟
بیشتر روان شناسا میگن خودشیفته ها قابل درمان نیستند، اما چندتا روش درمانی دارند که میتونید برید دنبالش اگه براتون مهم بود. به نظر من بزرگترین قدم برای درمان، پذیرفتن این بیماریه که از فرد خودشیفته بعیده، چون اونا سخت قبول میکنن که راه شون اشتباهه.