کتاب صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز
کتاب بخونیم و به بقیه هم معرفی کنیم. البته کتاب خوب
...
صد سال تنهایی
این رمان سرگذشت چند نسل از خانواده‌ی بوئندیا را در شهری خیالی به نام ماکوندو روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که میان عشق، جنون، سرنوشت و تکرار تاریخ گرفتارند. کتاب نشان می‌دهد که چگونه انزوا، بی‌توجهی به گذشته، و اسیر شدن در رویاها، سرنوشت انسان‌ها را شکل می‌دهد. «صد سال تنهایی» ترکیبی شگفت‌انگیز از واقعیت و خیال است؛ جایی که معجزه‌ها و تراژدی‌ها مثل زندگی واقعی، در کنار هم جریان دارند.
    جملات طلایی که از این کتاب گرفتم:
  • انسان محکوم به تنهایی است اما در تنهایی‌اش قهرمانانه می‌جنگد.
  • عشق در هر لحظه متولد می‌شود و ممکن است در همان لحظه بمیرد.
  • مرگ چیزی نیست جز عادت ناپایدارِ زنده ماندن.
  • زمان انسان را تغییر نمی‌دهد؛ فقط او را در مسیر خودش آشکار می‌کند.
  • تنهایی اورسولا در سکوت خانه نهفته بود، اما هرگز اجازه نداد این تنهایی، او را از ادامه‌ی زندگی باز دارد.